فرارسیدن ماه محرم؛ ماه سوگ و عزای حسینی بر آزادگان عالم تسلیت و تعزیت باد

ماهی که در آن عشق آفریده شد و مردانگی و شرف در عطش عشق به حسین معنا گرفت
ماهی که هیچ واژه ای گنجایش اندوه بی کرانه ی آن را ندارد
ماهی که هر ساله خون خدا را بر آسمان دنیا می پاشد تا ابرهای روزمره سرخی آفتاب را نپوشاند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

تست خودشناسی

تست خودشناسی - با دیدن این عکس و پاسخ دادن به راحتی شخصیت خود را مشخص کنید - www.TakPayamak.com



تابلویی که در عکس می‌ بینید جاده‌ای را نشان می‌ دهد که به یک خانه منتهی می‌ گردد. این صحنه چه چیزی کم دارد ؟

- یک درخت

- یک آبگیر ( برکه )

- آدمها

- یک تکه ابر

- یک ماشین

ادامه نوشته

ع : مثل عشق. مثل عاشورا

شاعر ، مبهوت مانده بود

حماسه با شکوه امام حسین (ع) از آغازین لحظه های مستی آغاز شد و بر لب هستی آواز شد .

نخستین کس که در وصف او شعری گفت آدم بود که گرفتار غم شد و اشک ریخت بر او که قتیل العبرات است .

و نوح در آنهمه سیل و سیلاب نمی دانست که روزگاری از آ ب هم مضایقه می کنند کوفیان و او ناگاه گریست بر صید دست و پا زده در خون .

و موسی به عرض ارادت او از نیل گذشت و دم مسیح به حرمت نام او شفا بخش شد و ابراهیم به یاد آنهمه اسماعیل تشنه نینوا در منا به سوگ نشست .

ولادت او به اشک جدش تزیین شد و به گریه پدر و ناله مادر که بانوی آبهای جهان بود .

زمان می گذشت که ناگاه دست بالا کرد که بایستید . بار بگشایید اینجا کربلاست .

... و شبی شگفت که از گوشه آسمان ندایی برخاست که :

امشب شهادتنامه عشاق امضا می شود .

فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شود .

و فردا در اوج اخلاص و عاشقی حماسه ای عظیم آفریده شد .

و فردا شد و شاعر مانده بود مات و مبهوت . می پرسید :

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

و هیچکس پاسخی نمی داد و تنها صدای چکاچک شمشیر و صفیر تیر سکوت دشت را می شکست . همه دیدند که :

خون می گذشت از سر ایوان کربلا .

همه چیز تمام شد و شاعر همچنان مبهوت و بی پاسخ . ناگاه به خود آمد و نهیب زد :

از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم

زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم

شاعر می سوخت و می سرود و می سرود و می سوخت و هنوز هم و تا هنوزهای آینده می سوزد. تا روزی که فریاد تکسواری آدینه را به آیینه پیوند زند ـ که نزدیکتر باد آن آدینه زیبا و دوست داشتنی ـ آمین .

برگرفته از وبلاگ: عشق علیه السلام

داستان آقای شمع

آقای شمع جلوی آینه ایستاد. نگاهی به مو های سیخونکی اش انداخت و با خودش گفت: آه، امروز عجب روز خوبی برای سوختن است! پس یک کبریت بی خطر برداشت و نخ بالای سرش را آتش زد تا به دنیا یادآوری کند که هیچ کبریتی بی خطر نیست!

آقای شمع ناگهان احساس کرد که سرش داغ شد، افکارش روشن شدند و همه جا را روشن دید. با خودش گفت: عجب دنیای روشن و تمیزی؛ چرا این کار را زودتر از اینها نکرده بودم؟، چرا همه ی این سالهای عمرم را در سردی و تاریکی سپری کرده بودم؟. هنوز چند دقیقه ای از تجربه ی این گرمای مطبوع و روشنی بخش نگذشته بود که نگهان احساس کرد بخشی از داغ ترین سمت وجودش از کنار موهای سیخونکی و تابناگش به زمین چکید، به خاک افتاد و یخ زد. دید که دارد قطره قطره در حرارت این نور گرمی بخش ذوب می شود!

آقای شمع با خودش فکر کرد که دو راه بیشتر ندارد؛ یا خودش را خاموش کند و بقیه عمر جاودانش را در تاریکی و سردی سپری کند، و یا روشن و گرم بماند و ادامه ی عمر کوتاهش را به آتش بکشد. آقای شمع کمی فکر کرد و تصمیم گرفت موقتن هم که شده کمی خودش را خاموش کند تا بتواند سر فرصت برای ادامه ی زندگی اش تصمیم مناسب را بگیرد.

 

ادامه نوشته

ترفندهایی در ضرب اعداد

ترفندهایی در ضرب اعداد                          

(بدون استفاده از ماشین حساب)

پس از یاد گرفتن این شیوه قادر خواهید بود تمام اعداد را چه بزرگ و چه کوچک، چه تک رقمی و چه چند رقمی به راحتی در یکدیگر ضرب کرده و پاسخ آنها را به راحتی و بدون استفاده از ماشین حساب پیدا کنید. برای اینکار از رسم خطوط استفاده می کنیم .

این روش را با زدن مثالی پی می گیریم :

اولین مثالی که برای شما در نظر گرفته ام بسیار ساده است. عدد ۲۱ را در ۱۳ ضرب کرده ایم. مراحل انجام ضرب به صورت زیر بوده است :

۱- عدد ۲۱ از ۲ و ۱ تشکیل شده پس ابتدا ۲ خط در بالا و ۱ خط درپایین آن به صورت افقی رسم کرده ایم.

۲- عدد ۱۳ از ۱ و ۳ تشکیل شده پس ابتدا ۱ خط و سپس ۳ خط به نحوی رسم کرده ایم که خط هایی که قبلا به صورت افقی رسم کرده بودیم را قطع کنند.

۳- به ترتیب از چپ به راست ابتدا در راس مربع سپس در قطر آن و بعد در راس سمت راست تعداد نقطه هایی که خط ها در آنها یکدیگر را قطع کرده اند را شمرده ایم و ارقام به دست آورده را به همان ترتیب از چپ به راست به عنوان صدگان، دهگان و یکان عدد قرار داده ایم تا به پاسخ برسیم.
روش این کار بسیار ساده بود ولی اجازه بدهید با دو رقم بزرگتر آنرا تکرار کنیم، این بار قصد داریم عدد ۱۲۳ را در ۳۲۱ ضرب کنیم :

ادامه نوشته

خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت!


آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود! سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد!

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند.
 خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم .
خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم
 و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نبود.
چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است!

 

عید غدیر بر همه ی عاشقان ولایت مبارک

 

 

گفتم آخر عشق را معنا کنیم
بلکه جای خویش را پیدا کنیم

آمدم دیدم که جای لاف نیست
عشق غیر از عین و شین و قاف نیست

آمدم گفتم به آوای جلی
عشق یعنی عدل مولایم علی

شین یعنی شور الله الصمد
قاف یعنی قل هو الله احد

عید ولایت و امامت مولا امیر المومنین علیه السلام بر شما مبارک

رمز زندگی خوب

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..
زندگی کوتاه است ..
پس به زندگی ات عشق بورز ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
قبل از تنفر » عشق بورز
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

شکسپیر

حكايت بهلول و استاد نادان

روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید: من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.

یک اینکه می گوید خدا دیده نمی شود. پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.

دوم می گوید: خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد.

سوم هم می گوید: انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.

بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد.

اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.

خلیفه گفت: ماجرا چیست؟

استاد گفت: داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.

بهلول پرسید: آیا تو درد را می بینی؟

گفت: نه

بهلول گفت: پس دردی وجود ندارد. ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.

ثالثا: مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند؟ پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.

استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت.

عید قربان مبارک

سرزمین حج چراغان می شود/ در منا هم عید قربان می شود

در حضور این همه زوار حق/آسمان مکه تابان می شود

التماس دعا

جدول زیبای سوره ی توحید

 شروع

قل

هو

اله

احد

اله

صمد

لم

یلد

هو

اله

احد

اله

صمد

لم

یلد

ولم

اله

احد

اله

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

احد

اله

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

اله

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

له

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

له

کفواٌ

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

له

کفواٌ

احد

در جدول بالا اگر از نقطه شروع به صورت افقی به جلو یا عمودی به پایین حرکت کنید ( مسیر دلخواه) تا به پایان برسید سوره قل هواله را به طور کامل خواهید داشت.

 

تمرین هایی برای افزایش قدرت ذهن4

 

  1. مدیریت استرس داشته باشید.

  2. هر روز از یک مسیر متفاوت بروید.

  3. سیستم عامل متفاوتی را در کامپیوتر خود نصب کنید.

  4. در حین پیاده روی مسایلتان را حل کنید یا با دوستانتان گفتگو کنید.

  5. هرروز را از شب قبلش برنامه ریزی کنید.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد